جیر جیرک
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند
انگار پابه پاي خدا گريه مي كنم
وقتي دلت نسوخت به حالم! زمين- هوا
فرقي نمي كند كه كجا گريه مي كنم
يك بغض از تو، توي دلم جمع مي شود
چون دختري كه گمشده تا گريه مي كنم
حرفي نمي زني كه مرا عاشقم كني
مبهوت مانده ام كه چرا گريه مي كنم؟
دردم شبيه ريل قطاري ادامه دار.....
هر صبح ، بعد از ظهر جدا گريه مي كنم
بهارم دخترم زيباي خفته
مي خواهي ببيني رفتن سرما ز صحرا
بيا صحرا تماشا دارد امروز
صداي جوشش چشمه چه خوش بر گوش مي آيد
صداي كوشش سبزه براي سر برون آوردن از خاك
صداي رويش گندم
صداي آب در رگهاي خشك ساقه ي تاك
صداي شادي انگور مي آيد
براي مي شدن در خم
بيا دختر تماشا دارد امشب
از اينجا از كنار پنجره ماه و ستاره
صداي شادي كوچه شنيدن دارد امشب
چراغ خانه ها روشن
صداي خنده ي همسايه ها در گفتگو با هم
صداي بوسه ي پنهان
صداي رنگ گل گشتن
بهارم دخترم ! دنيا تماشا دارد اينجا
بهارم دخترم ! مي بوسمت بيدار شو امشب